خدایا، من در كلبه فقیرانه خود چیزی دارم كه تو در عرش كبریایی خود نداری.چون من تو دارم و تو خود نداری.

برنامه اندروید سایت كلبه فقیرانه



آپلود عکس
 
نرم افزار اندرویدی این سایت

برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید کلیک کنید

حجم:10 مگابایت

          با عرض سلام و تشکر از تمامی عزیزانی که با نظرات،انتقادات و پیشنهادات با ارزششون در پیشرفت این کلبه فقیرانه کنار من بودند و با نظراتشون دلگرمی ای بودند برای ادامه مسیرم ...
         یه تشکر ویژه هم از تمامی دوستانی که از وبلاگ من دیدن کردند و نظر دادند دارم....
  با آرزوی موفقیت برای تک تک شما عزیزان


[ شنبه 1 فروردین 1394 ] [ 07:28 ] [ مهدیه ..... ] [ نظرات() ]

*تنها داروخانه شهر

*موضوع:روابط اجتماعی
زنى به شهر کوچکی رفته بود تا آنجا زندگی کند. کمی بعد، زن از سرویس‌دهی ضعیف داروخانه‌ی شهر به همسایه‌ی خود  اعتراض کرد. او امیدوار بود همسایه‌اش به خاطر آشنایی با صاحب داروخانه، این انتقاد را به گوش او برساند.
وقتی که این زن دوباره به داروخانه رفت، صاحب آنجا با لبخند و گشاده‌رویی با او احوالپرسی کرد و گفت که چقدر از دیدنش خوشحال است و اینکه امیدوار ست از شهر آنان خوشش آمده باشد و سریع داروها را طبق نسخه به او تحویل داد.
 زن بلافاصله رفتار عجیب و باورنکردنی او را با دوستش در میان گذاشت. زن گفت: « فکر می‌کنم تو به او بابت سرویس‌دهی ضعیفش تذکر داده‌ای!»
همسایه گفت: « نه. اگر ناراحت نمی‌شوی، به او گفتم که تو چقدر از عملکرد مثبت او راضی هستی و معتقدی که چقدر خوب می‌تواند تنها داروخانه‌ی این شهر را اداره کند. به او گفتم که داروخانه‌ی او بهترین داروخانه‌ای هست که تو تا به حال دیده‌ای.»
زن همسایه می‌دانست که افراد به احترام، پاسخی مثبت می دهند.
 در حقیقت اگر با دیگران محترمانه رفتار کنید، تقریباً هر کاری که از دستشان بربیاد، برایتان انجام خواهند داد. این رفتار به آنها نشان می‌دهد که احساساتشان مهم، علایق‌شان محترم و نظراتشان با ارزش است.



موضوع: داستانهای آموزنده، گوناگون،
برچسب ها:داستان، اجتماعی، همسایه، داروخانه، احترام،
[ جمعه 25 بهمن 1398 ] [ 09:46 ] [ مهدیه ..... ] [ نظرات() ]

کم نیستند شادی ها

کم نیستند شادی ها ..
حتی اگر بزرگ نباشند
آنقدر دست نیافتنی
نیستندکه تو عمریست
 کز کرده‌ای گوشه جهان
و بر آسمان چوب خط می كشی به انتظار
حبس ابد هم حتی ، پایان دارد
پایانی بزرگ و طولانی
چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه‌هاییم
و به عبورشان می خندیم
چه آسان لحظه‌ها را به کام هم تلخ می‌کنیم
 و چه ارزان می فروشیم لذت با هم بودن را
چه زود دیر میشود.و نمی دانیم که ؛
فردا می آید.شاید ما نباشیم...

پس قدر یكدیگر بدانیم


[ سه شنبه 30 مهر 1398 ] [ 08:30 ] [ مهدیه ..... ] [ نظرات() ]

یلداتون مبارك

چه سخاوتمند است پاییز
که شکوه بلندترین شبش را
عاشقانه پیشکش تولد زمستان کرد

زمستانتان سفید و سلامت . . .

یلداتون  مبارک






موضوع: گوناگون،
[ شنبه 1 دی 1397 ] [ 00:32 ] [ مهدیه ..... ] [ نظرات() ]

در و دل خودمونی

راستش امشب خیلی دلم گرفتم
میخوام با هیچ قی،و بندی فقط درو دل كنم.با همه شما عزیزان كه لطف میكنید و با قدوم سبزتون روشن بخش این كلبه نمور و تاریك فقیرانه من میشید.حتی شده برای اندك زمانی
اخه میگن درد و دل با یكی ادم رو اروم میكنه .منم كه تنها

راستش گاهی رو تنهایی و دلتنگی برا خدا نامه نوشتم و یكی دو تاشون رو هم نشر دادم  اینجا. ولی اینار خواستم فقط با شما بزرگوارانی صحبت كتم

میدونی ، همین نوشتن چقد ادم رو اروم میكنه ،حتی اگه مطمعن باشی كسی نمیخونه
میدونم كلبم اونقد خوب نیست كه دنبال نوشته هام باشید ولی دلم خوشه گاهی به همین نوشتن

ولی هیچ چیز شیرین تر و دلچسب تر از خوندن نظرات و یاداشت های شما نیست .شاید باور نكنید ولی من هر بار فقط به امید یور چراغی از یوی شمام

پر حرفی كرد و چرندیات زیاد بافتم
شبتون درخشان عاقبتتون ابازد
یا حق


[ جمعه 25 آبان 1397 ] [ 23:41 ] [ مهدیه ..... ] [ نظرات() ]

مناجات نامه

پروردگارا
به من دلی پر مهرو بخشش ،
زبانی نرم و نیتی خیر عطا فرما
تا در پناه امن تو
 با رعایت حقوق دیگران
و با تسلط براعمال و گفتارم
موجب آرامش در زندگی خود و دیگران باشم

سلام.
صبح زیباتون طلایی.
 روزگارتون خوش و خرم




موضوع: دعای صبحگاهی،
[ دوشنبه 21 آبان 1397 ] [ 07:54 ] [ مهدیه ..... ] [ نظرات() ]